chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
💡 شما چه آرزویی دارید؟ اصلا به آرزوهایتان فکر می کنید؟ تخیل کردن می تونه ذهن تون رو باز کنه. و وقتی ذهن باز باشه می تونید کار های بزرگ تری انجان بدین. دیروز تو نماچه دخترهای ادبستانی، وقتی همه ی مامان ها اومدن، تصمیم گرفتیم کمی تخیل کنیم و آرزوها مون رو نقاشی کنیم و بعد با پارچه و رنگ، رنگی رنگیش کنیم. دخترها سریع دست به کار شدند. آرزوهایی که مثل خودشان ساده و پاک بود؛ آرزوی خواهر و برادر داشتن، آرزوی رفتن دوباره به اُپارک، آرزوی سفر مشهد، آرزوی مادری که همیشه در خانه کنارشان باشد، آرزوی سُر خوردن روی رنگین کمان و... اما در قسمت مادران، برای بعضی هایشان سخت بود آرزوی شان را بکشند. آرزوهایی که مثل خودشان پر بود از مهربانی و امید؛ آرزوی نمازخواندن عید فطر به امامت امام زمان( عج)، آرزوی بودن در بهشت، آرزوی داشتن خانواده ای شاد پر از فرزندان کوچک و بزرگ،آرزوی بیعت با امام زمان، آرزوی بودن خورشید و برکت آن همیشه و همه جا، آرزوی زندگی کردن در سرسبزی، آرزوی رفتن به کربلا با همه ی بچه های کلاس و... #نماچه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #آرزو
01 مرداد 1398 07:28:48
0 بازدید
chamran_kids
🍀 خیلی از پدر و مادر ها دوست دارند فرزند خلاق داشته باشند اما به جای پروش خلاقیت، کودک را درگیر قالب های ذهنی می کنند. نقاشی های آماده که فقط کودک باید آن را رنگ کند. کاردستی هایی که باید از روی الگو برش بزند، چسب بزند و چیزی هایی شبیه هم بسازد. بازی ها را فقط باید طبق قاعده و قانون خودش بازی کنند، همه ی اینها مانع خلاقیت است. اجازه دهیم کودک خودش کشف کند و بسازد. شما فقط بستر و ابزار بازی و فعالیت را فراهم کنید و هم بازی شان باشید. چند کاغذ آبی ساده مهمان کلاس پیش دبستانی ها بود. دخترها با همفکری هم تصمیم گرفتند با آن یک بازی بسازند. کارت بازی با دو شکل مشابه. مربی: مطهره یعقوبی #پیش_دبستانی_ها #خلاقیت #پرورش_خلاقیت #پرورش_مهارتهای_کودک #کودک #طرح_درس #بازی #ساخت_بازی #پروژه #تربیت #پدر #مادر #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
02 بهمن 1398 18:04:12
0 بازدید
chamran_kids
📖 مجموعه داستان های #گِل_آباد قسمت هشتم👈 موی پادشاه هم چنان ادامه داره... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #قصه #کودک
21 خرداد 1398 09:21:17
0 بازدید
chamran_kids
💡 یکی از دوستانم می گفت که برای بچه ها باید همه چیز را آماده خرید. آن هم بهترینش را. با همین تفکر هم پیش رفت تا جاییکه وقتی دخترش فقط پنج سال داشت اتاقش پر بود از انواع و اقسام اسباب بازی و لوازم التحریر و چیزهای دیگر. چیزی نبود که نداشته باشد. اما این مادر گله و شکایت می کرد که دخترم به هیچ چیزی علاقه ندارد. و هیچ کاری نمی کند. می ترسم افسرده شود!! وقتی لقمه ی حاضر و آماده برای کودک فراهم شود، دیگر تلاش کردن، خواستن و حتی شکست خوردن رو تجربه نمی کنه. بهتره بذاریم بچه ها با کمبود ها مواجه شوند و خودشون برای رفعش، راه حل بدن. دخترهای کلاس اولی، وقتی میزهای جدید شون رو تحویل گرفتند، کمی با ماژیک روی آن نقاشی کردند. اما دیدند که تخته پاک کن ندارند. برای همین، خودشون دست به کار شدند و با ابر و نمد، تخته پاک ساختن. #کلاس_اولی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #خودساختگی
02 مرداد 1398 10:39:48
0 بازدید
chamran_kids
. برای هر کسی یه چیزی افتخاره بعضی موقع ها یه کاری که کردیم باعث میشه حس خوبی داشته باشیم و آدم وقتی یادش میفته با وجود سختی هاش قند تو دلش آب بشه... برای من خادمی هیات کودک از اون کارهاست، از اون افتخارها و البته از اون چیزای خیلی سخت:) چون هر سال باید کلی با خودم بجنگم که ده شب برم هیات ولی تو خود هیات نباشم، یه گوشه ای با یک عالمه بچه مشغول باشیم و نه صدایی از هیات بشنویم و نه تصویری ببینیم. هیات کودکِ ما در دانشگاه هنر، اینقدر جاش دنجه که فقط وقتی مردم میان دنبال بچه هاشون می فهمیم هیات تموم شده.... و اون وقت باید جمع کنیم و بریم. وقتی بیشتر دل آدم میسوزه و میفته تو دو دو تا چهارتای خودش که آیا کار درست رو میکنم یانه که قیافه ی خیس از اشک آدمها رو بیرون هیات میبینه... خلاصه که پیدا کردن نیروی کمکی برای همچین توصیفاتی، قاعدتا باید خیلی سخت باشه، حالا بازی کردن با بچه ها هر سال چند تا دونه طرفدار داره ولی نفری برای ورودِ بچه ها و اسم نویسی شون و هزار تا دردسر دم در ورودی جزء اون کارای دردناکیه که اگر کسی براش اعلام آمادگی کنه اون نفر یک گوهر کمیابه....! چرا؟ چون کلی شماره باید بنویسه، کلی بچه که دلشون برای مامانشون تنگ شده کنارش باهم گریه می کنن و اون باید دونه دونه هم آرومشون کنه و هم به مامانشون زنگ بزنه، کفش بچه ها رو که یکی درمیون گم میشه پیدا کنه، بچه هایی رو که میخوان برن دستشویی بسپره به خاله های هیات کودک و سخت ترین کار، موقع رفتن بچه هاست که در بین اون شلوغی وانفسای آخر شبِ مادرها، خوش اخلاق باشه و تند تند بچه هارو صدا کنه و چون غالبا نمیخوان برن بیرون و دوست دارن بازی کنن با لطایف الحیلی راضیشون کنه برن خونه و مطمئنشون کنه فردا شبم هیات کودک هست... . ما یک گوهر کمیاب داشتیم که چند سال ده شب این ماموریت ویژه رو انجام میداد و در این چند سال هیچ شبی لبخند از صورتش گم نشد.... و این گوهر امروز بعد از کلی سختی کشیدن از زندگی این دنیا و پسر سه سالش خداحافظی کردو رفت به سمت هیات کودک واقعی در بهشت....😭 . آزاده سلطانی میدونم اونجا هم دم در میشینی و با خوش اخلاقی مثل همیشه هوای بچه ها رو داری... 💔 کاش مسئول هیات کودک بچه های امام حسین شده باشی اون چیزی که همه مون آرزوشو داشتیم و همیشه اول دهه برای خودمون تکرارش میکردیم...😔 راستی کاش وقتی دلتنگ سید علی میشی چند دقیقه سه ساله ی امام حسین رو بهت بسپارن که باهاش بازی کنی...😭 پ.ن:با فاتحه ای دوست هم هیاتی مارو بدرقه کنین...یک خادم در هیات کودک.... یک خاله ی مهربون.... خاله ی ثبت نام....🖤 #هیئت_کودک#هیئت_هنر
21 خرداد 1400 16:39:10
0 بازدید
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهاد شماره شش برای کوچکتر ها 🌸 * یه پیشنهاد خوشمزه ی دیگه و ایستگاه صلواتی* 🚧 می تونیم همراه بچه ها نزدیک خونه مون یه ایستگاه صلواتی بزنیم. 🍱 یه میز نیاز داریم و کمی خوراکی. 🥛می تونیم تو ایستگاه صلواتی مون، شربت، شکلات، شیرینی و خوراکی های دیگه که خودمون درست کردیم بدیم. ✅ یادتون باشه به همه بگیم که شادیم و جشن گرفتیم چون عید غدیره. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
23 مرداد 1398 18:50:29
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
روزهای اولی که تصمیم گرفته بودیم کاری راه بندازیم و به مدرسه فکر میکردیم، خیلی همه چیز را بالا و پایین کردیم؛ از کارهای اجرایی و پیگیری گرفته تا پیداکردن ملک و نیروی انسانی که سخت پیدا میشد و سختتر در اینچنین کاری ماندگار میشد. هرروز با شنیدن نکتهای به جلو رفتن در مسیر امیدوار میشدیم و روز بعد، با حرفی دیگر میفهمیدیم مدرسهداری جزو سختترین کارهاست و ناامید میشدیم. دوستی داشتیم که تقریبا فقط همان زمانها با ما همکاری میکرد ولی در همان مدت کوتاه حرفی زد که باعث شد ما بیشتر فکر کنیم، بیشتر امیدوار شویم و انتخاب کنیم با تمام سختیها، مسیر زندگیمان و جریان جوانیمان را در این راه عجیب و غریب و پرفراز و نشیب بگذاریم و در ادامه مسیر هر وقت ناامید شدیم، این نکته را برای خودمان مرور کنیم. و آن حرف این بود: «فکر کنیم ما بالاخره مدرسه بزنیم. بچهها بیان درس بخونن و خلاصه زندگی جدیدی رو تجربه کنن. قبوله که سختیهای زیادی داره ولی فکر کنیم یک روز امام زمان با دیدن بچهها یه لبخند بزنن و یکی از این بچهها، فقط یکی از اونها سرباز امام زمان بشن اون وقت واقعا همین برای ما بس نیست؟ برای کل زندگی ما و عمری که برای همه این بچهها گذاشتیم؟» امام زمانمان! امشب شب تولد شماست. میشود امشب یا فردا به مدرسه ما سری بزنید. البته الان خالی است... اگر شما آنجا بروید نور حضورتان در قلب تک تک بچههای چمرانی روشن میشود و مطمئنم تا آخر عمرشان خاموش نمیشود. آدرسمان را که بلدید؟ میدان خراسان..... . #چمرانی_ها #نیمه_شعبان