chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
روزی که تصمیم گرفتیم در یکی از مناطق جنوبی تهران مدرسه بزنیم میدانستیم که در این منطقه توان مالی مردم در حدی نیست که بتوانند از پس هزینههای مدرسه غیرانتفاعی بربیایند. ازطرفی هم نمیخواستیم زیر نظر ارگان خاصی باشیم. در این میان خانوادههایی هم بودند که دلشان میخواست دو یا سه فرزندشان در مدرسه ما باشند اما خب توان مالی آن را نداشتند. ما تصمیم خودمان را گرفته بودیم و نمیخواستیم از استانداردهای آموزشی که در نظر گرفته بودیم، کوتاه بیاییم و ترجیحمان این بود آموزش ما با همان کیفیت مطلوبی که در نظر داشتیم، اجرا شود. پس تنها راه این بود که فرایند تخفیف شهریه را پایهگذاری کنیم. در این روند، خانوادهها در بخشی از فرایند اجرایی و خرید مجموعه به ما کمک می کنند و در ازای آن مقداری از شهریه را به آنها تخفیف میدهیم. این روش در طی چند سال باعث بهوجودآمدن سازوکار کامل و مناسبی شد. یکی از زمینههایی که خانوادهها در آن به ما کمک زیادی میکنند کارهای اجرایی مانند بازسازی، رنگ کردن و تعمیرات مجموعه، یا کمک در بخش آشپزخانه است. خیلی از موادغذایی اولیه مانند گوشت سبزیجات برنج و... توسط خانوادهها تأمین میشود؛ حتی گاهی اوقات بعضی از خانوادهها تامین میانوعده دانشآموزان را برعهده میگیرند. درست کردن ابزارهای بازی در مدرسه مانند نمک رنگی، خمیر و... و خانواده هایی که دو یا سه فرزند در مجموعه دارند هم موارد تخفیفی ما هستند. اگر در این میان، خانوادهها هیچکدام از این کمکها را نتوانستند به مجموعه بدهند، شهریهشان قسطبندی میشود و آنها میتوانند در چند قسط شهریه را بپردازند. در این میان چیزی که قابل توجه است این است که مبنای رابطه ما با خانوادهها مبنای اعتماد دوطرفه است که معمولاً در این میان اتفاقات خوب و خوشایندی میافتد. 👈 این رویکرد مجموعه باعث شده تا دانشآموزان ما فقط از قشر خاصی نباشند و جهتگیریهای معمول مدارس غیرانتفاعی را نداشته باشیم. ما رسالت خودمان را تغییر سبک زندگی در عرصهی تربیت و آموزش کودکان این مرزوبوم میدانیم و برای رسیدن به این هدف تلاش میکنیم.
19 اردیبهشت 1399 09:45:36
0 بازدید
chamran_kids
🌱 🤔 در #تعطیلات_نوروزی چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟ 📖 یکی از کارهایی که می توانیم انجام دهیم 👈 درست کردن یک دفتر خاطرات است. 🖊بچه های بزرگتر می توانند خاطرات شان از سفرها، مهمانی ها، بازی و کارهایی که کردند را بنویسند. 🖍 بچه های کوچکتر هم می توانند خاطرات شان را نقاشی کنند. #تعطیلات_نوروز #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
10 فروردین 1398 13:25:32
2 بازدید
chamran_kids
📣 🛍 بازارچه چمرانی 🎈با اسباب بازی و کتاب های هاچین 🌼روسری های نخ جیم 🍪 و کلی شیرینی و خوراکی خونگی ✅ همراه با غرفه ی بازی و فعالیت برای بچه ها 📆 پنج شنبه ۱ آذر ⏰ ساعت ۱۰ تا ۱۳ 📍 مکان: میدان خراسان. جنب پاساژ خراسان. پ ۳۱. ادبستان پسرانه حمزه دوران #بازارچه #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #مامان_های_چمرانی #مدرسه
28 آبان 1397 05:30:27
0 بازدید
chamran_kids
🚐 خیلی پیش آمده که در اردو های مختلف، مثل موزه ها و مکان های مذهبی، با مدارس دیگر هم زمان باشیم. و رفتار های مسئولین و معلم ها را با بچه ها دیده ایم. مکان هایی که شاید خیلی برای مسئولینش تفاوتی ندارد کودک پنج ساله برای بازدید آمده یا پانزده ساله. یک سری اطلاعات را ردیف می کنند و به خورد کودک می دهند. جالب است که انتظارشان برای نظم و رعایت قوانین هم از همه هم یکسان است. اما نباید وقتی مخاطب مان کودک است با او متناسب با سنش رفتار کنیم؟ یا حتی فعالیت هایی که برای اردو طراحی می کنیم برای همان سن باشد نه چند سال بزرگتر؟ دخترهای پیش دبستانی، برای اردو به مرقد امام خمینی رفتند. قرار بود فقط بازی کنند و در آنجا بهشان خوش بگذرد. پس قایم باشک، دنبال بازی و وسطی بازی کردند. بعد هم برای امام جون، نقاشی کشیدند. نگوییم از رفتار مسئولین مرقد با ما🤐 مربی: مطهره یعقوبی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #پیش_دبستانی_ها #اردو_دانش_آموزی #پیشنهاد_اردو #چمرانی_ها #فعالیت_اردو #تعامل_با_کودک
05 اسفند 1398 17:20:01
0 بازدید
chamran_kids
❤ می توانستند عروسک هایشان را به حسینیه کودک بیاورند. از اول صبح، عروسک را محکم بغل کرده و دوست نداشت کسی به او دست بزند. وقت پروژه، قرار شد برای عروسک ها لباس بدوزند. با دقت پارچه را انتخاب کرد، آن را برید و مشغول دوخت و دوز شد. برای بازی به حیاط نرفت و می گفت: سرد است، عروسکم یخ می کند... موقع ناهار، چشمش به عروسکش بود تا غذا رویش نریزد. آخرای روز بود که گفت: خاله من دیگه عروسکم رو نمیارم...همش باید مواظبش باشم... قصهی مادری های کوچک ... روزتون مبارک ❤ #روز_مادر #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
07 اسفند 1397 06:11:41
0 بازدید
chamran_kids
. خیاط باشی یا ریاضی دان هنرمند؟🤗 . با خیاطی میشه مباحثی مثل قرینه، شمارش و اندازه گیری رو یاد گرفت و مرور کرد. خیاطی به تمرکز زیادی نیاز داره، اگه دخترها موقع خیاطی اشتباه کنن بارها و بارها تلاش میکنن، همین باعث میشه انعطاف پذیری شون زیاد بشه. . وقتی خروجی کارهاشون رو میبینن، میتونن ازشون استفاده کنن، این خیلی براشون ارزشمنده و اعتماد به نفسشون رو حسابی بالامیبره،حس زیبایی شناسی و روحیه ی دخترهارو هم تقویت میکنه. . پروژه های خیاطی چمرانی ها براساس دوتا مورد تنظیم میشن: نیازخود بچه ها و نیاز کلاس. . دخترهای چمرانی درست کردن انواع کش، گل سر،سرمدادی، دستبند، جامدادی، کیف، عروسک، گل سینه، خونه ی پاکت ها و ...رو تجربه کردن و حتی تو مناسبت های مهمی مثل دهه ی فجر، اربعین، روز مادر و ...با هنرخودشون هدیه های قشنگی درست کردن. . یکی از چیزهایی که کلی انگیزه ی بچه هارو تقویت میکرد نماچه های چمرانی بود که بچه ها سازه هاشون رو به نمایش و فروش میذاشتن.تازه دخترها، از خانواده ها و خاله هاهم سفارش کار میگرفتن😊 . به نکته ی مهم اینکه چمرانی ها بعد انجام هرپروژه اون رو وارد دفتر پروژه میکنن تا هروقت دلشون خواست دوباره برگردن و از روی مراحل کار، هنر و تجربه شون رو دوباره و بهتر درست کنن:) . #پروژه_درسی #پروژه_خیاطی#خیاطی #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #هنر #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ریاضی#آموزش_غیر_مستقیم
18 شهریور 1399 18:36:11
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلمهای پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود منتا مدت ها سردرگم بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلمهای پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇