chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🍀 همیشه روز اول مهر، شیرینی خاص خودش رو داره و برای بچه ها جذابه. اما همه چی که تو روز اول خلاصه نمیشه. مدرسه باید جوری باشه که بچه ها برای رفتن به مدرسه لحظه شماری کنند. نه فقط روز اول مهر، بلکه برای همه ی روزها. ما تو ادبستان، سعی کردیم با طراحی پروژه های مختلف، و ترکیب بازی و درس، مدرسه رو برای بچه ها جذاب کنیم. مدرسه ای که بچه ها خودشون بیان نه با زور و اجبار پدر و مادرها. پروژه ی اولین روز دخترهای کلاس سومی، پروژه هنر بود. با دخترها تصمیم گرفتیم با وسایل بازیافتی، لوازمی که برای مدرسه نیاز داریم رو بسازیم. بیشتر دختر ها بطری هایشان را به قلک تبدیل کردند. شما چی؟ دوست داشتین برین مدرسه یا از مدرسه رفتن خوشتون نمیومد؟ #کلاس_سومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #پروژه #مدرسه #آموزش #حمزه_دوران #چمرانی_ها
01 مهر 1398 16:18:06
0 بازدید
chamran_kids
تو مدرسه ی چمران چه جوری کتاب های درسی رو آموزش میدین⁉️🤔 خیلی از ما میپرسن: شما که روش تون با بقیه ی جاها فرق میکنه پس چه طوری کتاب های درسی رو آموزش میدین؟ عقب نمیمونید؟😥 اصلا چه طوری بچه ها درس یاد میگیرن؟ 🙄 سوال خوبیه❗ ما هم طبق بودجه بندی آموزش پرورش و قوانین پیش میریم اما..... عکس هارو ورق بزنید و بخونید😊⬆️ . ⭕این پست رو سیو کنید و برای معلم ها بفرستید یا همین زیر تگشون کنید😉👇🏻چون به زودی برنامه و خبر مهمی براشون داریم😇 . #کتاب_درسی #آموزش_پرورش#یادگیری #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #ابزار_آموزشی#معلم_خلاق #درس_خواندن #کارگاه_کتاب_درسی#معلم_حرفه_ای
18 خرداد 1400 17:01:31
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آنسن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇
11 تیر 1399 18:56:06
0 بازدید
chamran_kids
✅ 💡 تعطیلات مون که ادامه داره...پس فرصت رو از دست ندین...هم برای بازی با بچه ها و هم برای رشد خودمون 🎁 هدیه نوروزی کتاب های الکترونیکی و کارگاه های مجازی چمرانی ها ⏳ از اول فروردین ۹۹ ⏳ chamraniha.com #چمرانی_ها #کتاب_الکترونیکی_تربیتی #کارگاه_مجازی_تربیتی #ایده_بازی #کارگاه_تربیتی #تخفیف_نوروزی
28 اسفند 1398 19:09:28
0 بازدید
chamran_kids
🎉 💡 پیشنهاد شماره شش برای کوچکتر ها 🌸 * یه پیشنهاد خوشمزه ی دیگه و ایستگاه صلواتی* 🚧 می تونیم همراه بچه ها نزدیک خونه مون یه ایستگاه صلواتی بزنیم. 🍱 یه میز نیاز داریم و کمی خوراکی. 🥛می تونیم تو ایستگاه صلواتی مون، شربت، شکلات، شیرینی و خوراکی های دیگه که خودمون درست کردیم بدیم. ✅ یادتون باشه به همه بگیم که شادیم و جشن گرفتیم چون عید غدیره. ✨قبول باشه ازتون✨ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
23 مرداد 1398 18:50:29
0 بازدید
chamran_kids
مدرسه آرزوها( قسمت چهارم: تیمی فیلر) . تیمی فیلیر یک پسر دبستانی است، یک پسرِ متفاوتِ دبستانی.😊 . دقیقا از لحظه ای که پدرش او و مادرش را ترک میکند و از خانه میرود، خرس قطبی بزرگی وارد زندگی تیمی میشود، وارد زندگیِ خیالی اش. او یک شغل برای خودش دست و پا کرده، یک شغل واقعا جدی! او کارآگاه است و خرس سفید، دستیارش.🧐 اما معلمش از او راضی نیست. او معتقد است تیمی درسخوان نیست و درجا میزند. تیمی صحبت های تهدیدآمیز معلمش را در عالم خیال جور دیگری می بیند و اتفاقا معتقد است اصلا جای نگرانی نیست چون امسال، سال آخر تحصیل اش است و قرار است دفتر جدیدی برای شغلش اجاره کند. 😇 دعوای بین معلم و تیمی ادامه دارد تا مشاور مدرسه سراغ تیمی می آید... . ادامه دارد ... . پ.ن: ما دقیقه ای از فیلم رو برای این پست انخاب کردیم و قرار دادیم اما متاسفانه توسط اینستاگرام حذف شد. اما میتونید با اسم تیمی فیلر فیلم رو در آپارات ببینید 🤗 . #مدرسه_آرزوها#معلم_آرزوها #معلم_سخت_گیر#فیلم_سینمایی #تیمی_فیلر#کاراگاه_کوچولو #کودکانه
16 دی 1399 17:51:01
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت پنجم . "برنامه کودک شصتی ها" فکر می کنم اگر از تمام دختران دهه شصتی، راجع به خاطره انگیزترین چیزهایی که از کودکیشان یادشان مانده بپرسید یا در اولین گزینه و یا بین چند گزینه اول اعلام می کنند: " #برنامه_های_کودک_تلویزیون" فقط باید یک نفر دهه شصتی باشد و موقعیت برنامه های تلویزیونِ آن زمان را دیده باشد تا عمیقا درک کند چقدر قند در دلمان آب میشد وقتی بعد از یک هفته انتظار، آهنگ کارتون باخانمان را می شنیدیم. تازه خیلی از ما تلویزیونهای سیاه و سفید داشتیم، با آنتن هایی نه چندان محکم روی پشت بام، که ممکن بود با هر تکانی آن فرصت یک ربع ده دقیقه ای ناب را هم از دست بدهیم. دست بر قضا قهرمانان خیلی از این برنامه ها دختر بودند و تقریبا همه شان هم زحمتکش، نسبتا فقیر و با پشتکار. شاید همه ما هنوز نسبت به چوپانی و چرخ نخ ریسی خاطره ی خیلی خوبی داشته باشیم به خاطر" #حنا_دختری_در_مزرعه". همه مان عاشق زندگی در کوه و جنگل و جزیره های دورافتاده باشیم، به خاطر " #هایدی" و "فلور در #خانواده_دکتر_ارنست". چقدر نسبت به سوپ و آن نان های بامزه کارتون ها حسرت میخوردیم و چقدر همیشه آرزو داشتیم کار بزرگی بکنیم! کتاب و نوشتن برایمان خوشایند بود چون تمام شخصیت های مورد علاقه مان با وجود سختی های زیاد کتاب میخواندند و نامه می نوشتند. چه ارزش های نابی در همان دوران جنگ و سختی به ما منتقل شد،ارزش هایی که هنوز همراه با ماست...!!! . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #دختران_دهه_شصتی #تربیت_دخترانه #کارتون_های_دهه_شصت