پست های مشابه

chamran_kids

آخه تو مناسبت های مذهبی چیکارکنیم؟🤔 . ممکنه سوال خیلی از شما باشه پس فیلم رو ببینید🤗⬆️ . اولین و مهم ترین وظیفه تون اینه که یه خاطره و احساس قشنگ برای بچه ها رقم بزنید، البته به همراه خودشون....😇 . ✅اطعام عید غدیر یه فرصت فوق العاده ست که نباید از دستش بدین🙃 . ⭕این از اولین پیشنهاد ما برای غدیر، منتظر باشید که تو پست های بعدی پیشنهادات دیگه ای برای شما و بچه ها داریم😉 پس پست رو سیو کنید و بقیه هم به این پویش دعوت کنید❗❗❗ . 🌸شما برای عید غدیر میخواید چیکار کنید؟؟؟ برامون بنویسید 👇🏻😊 #پویش_غدیر#نذری#اطعام_غدیر #عید_غدیر#خاطره_خوب#چمرانی_ها #غدیر#اطعام#نذری

03 مرداد 1400 17:39:36

30 بازدید

chamran_kids

. 📝قسمت دوم . "فضای مدرسه" . در دوران مدرسه، به خصوص سالهای بالاتر، هربار خبر تعطیلی مدارس را می شنیدیم خیلی خوشحال می شدیم. همیشه منتظر برف یا بهانه ای برای مدرسه نرفتن بودیم. درحالی که به نظرم، مدرسه ی رویایی مدرسه ای ست که بچه ها برای حضور در آن لحظه شماری میکنند چون فضای دوست داشتنی و جالبی دارد که بستر مناسبی برای بازی و فعالیت بچه ها فراهم میکند . .  در مدرسه‏ی توموئه، مدرسه ای که کلاس های آن در واگن های قطار در میان گل و گیاه تشکیل می شد هیچ‏کس دلش نمی‏خواست پس از پایان درس به خانه برود. صبح‏ها هم انتظار کشیدن برای وقت رفتن به مدرسه، سخت و طولانی بود. . یکی از ویژگی های جالب مدرسه ی توموئه این بود که هرروز بچه ها به فعالیت های مورد علاقه خود می پرداختند و هرکس برنامه ی خودش راداشت! . راستی اگر شما در انتخاب برنامه و فعالیت های کلاس خود آزاد بودید چه میکردید؟ اصلا فکر کنید اگر مدرسه تان جایی غیر از کلاسهای درس بود چه کار می کردید؟ . برای تهیه ی کتاب به: @chamran_gifts مراجعه بفرمایید😊 . #مدرسه_رویایی #کتاب_خوب_بخوانیم #توتوچان_دخترکی_آنسوی_پنجره

22 تیر 1399 19:37:22

0 بازدید

chamran_kids

📏 بیشترین انتظار خانواده از ما وقتی مدرسه می رفتیم، این بود که باید ریاضیت خوب باشه. اول از همه نمره ی ریاضی تو کارنامه دیده می شد و تو فامیل هم با نمره ی ریاضی مون پز می دادیم. البته برای رسیدن به نمره ی خوب هم کلی سختی می کشیدیم. ‌ اما الان فهمیدم که ریاضی، علمیه که بین مفاهیم انتزاعی و مفاهیم ملموس قرار گرفته. ذهن بچّه‌ها هنوز مهارت‌های تفکّر انتزاعی رو پیدا نکرده. بنابراین نمی‌تونند مسایل رو آن‌گونه که ما می‌بینیم، تحلیل کنند. برای همین این ریاضی را برای فرزندانمان دشوار می‌کند. حالا چی به شکستن این سختی کمک می‌کند؟ محسوس‌کردن و ملموس‌کردن مفاهیم و مسایل. برای همین، تو کلاس چهارم، تصمیم گرفتیم ریاضی رو برای بچه ها ملموس کنیم. پسرها، می خواستند شربت هایی که درست کرده بودند را بفروشند. برای همین نیاز داشتند قیمت هر بطری را به دست آورند. ‌هر بطری را یک خانه درنظر گرفتیم و هر ۱۰۰ میلی‌لیتر را یک آدم. این کمی مسئله را ملموس کرد. بعد به این فکر کردیم، که بطری ۳۰۰میلی‌لیتری خانه‌ای چندنفره است. تعداد همه‌ی بطری‌ها را هم که می‌دانستیم؛ یعنی تعداد همه‌ی خانه‌ها را می‌دانستیم. پس می‌توانستیم تعداد کلّ آدم‌ها را حساب کنیم. با این کار می‌توانستیم، کلّ پولی را که هزینه‌کرده‌بودیم، بین آدم‌ها تقسیم کنیم. معنی این حرف: می‌توانستیم بفهمیم هزینه‌ی هر ۱۰۰ میلی‌لیتر چه‌قدر شده. تا این‌جا فهمیدید چه شد؟ ‌ ‌ با این بیان‌ها سعی کردیم، از پیچیدگی تقسیم هزینه بر بطری‌هایی با حجم‌های متفاوت و واحد اندازه‌گیریِ سختی مثل میلی‌لیتر کم کنیم. امّا این تازه یک گردنه از مسیر پیچ‌درپیچمان بود! ‌ بعد از پیداکردن تعداد آدم‌ها( ۱۰۰میلی‌لیترها ) تازه پیچیدگی دیگری سر راهمان سبز شد. این که چگونه ۲۸۰۰۰( کلّ هزینه ) را بر ۴۷( تعداد آدم‌ها( میلی‌لیترها ) تقسیم کنیم. از درنظرگرفتن ۲۸۰ به‌جای ۲۸۰۰ بگیر تا نشاندن پنجاه به‌جای ۴۷( گفتیم ۴۷ تقریباً می‌شود ۵۰ ). و خلاصه پیچیدگی پشت پیچیدگی. یکی پس از دیگری، سختی‌ها را پشت سر می‌گذاشتیم. ‌ درنهایت، پس از تلاش فراوان، فهمیدیم، قیمت هر ۱۰۰ میلی‌لیتر، تقریباً می‌شود ۶۰۰ تومان، که با اضافه‌شدن یک سود درست و عادلانه( ۱۰ درصد ) درمی‌آید ۶۶۰ تومان. #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #ریاضی #حساب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

14 مرداد 1398 08:54:20

0 بازدید

chamran_kids

شش سال تمام یا هفت سال تمام⁉️ . اول کپشن رو بخونید بعد عکس رو ورق بزنید👆🏻🤗 . مدرسه که می رفتم حرف هایی میشنیدم که فلان مدرسه بچه ها را ۷ سال تمام ثبت نام می کند و اگر درست خاطرم باشد حاج آقایی بودن که در مدرسه های منطقه ۱۲ از بچه ها تست می گرفتند و بیشتر اعتقادشان این بود که بچه ها، هفت سال شان که تمام شد، کلاس اول بروند‌.😇 . البته خودم طبق حرف مرسوم، دیر به مدرسه نرفتم ولی جهشی خواندن را خیلی دوست داشتم و مثل بقیه آن را افتخاری می دانستم چون پسر یکی از اقوام هم جهشی خوانده بود.😅 البته جهشی خواندن هم قسمتم نشد.🥺 . از وقتی مدرسه را راه انداختیم، خیلی بیشتر درگیر این عقب افتادن و جلو افتادن بچه ها شدم.🤔 . با تمام بررسی هایی که کردیم، واقعا دلیلی بر این همه حرف و حدیث پیرامون سن، در بچه های دبستانی ندیدیم.😶 یعنی واقعیتش بچه ها در دبستان آنقدر بچه هستند و آنقدر درگیر بازی و همان چهارتا کتاب درسی، که نمیدانم از آنها انتظار چه آپولو هوا کردنی داریم که نگرانیم دیرتر هوا شود یا زودتر.🙃 به خصوص که بچه های الان به معنای واقعی کلمه خیلی بچه تر از زمان ما هستند. نظارت والدین و تمرکزشان روی بچه ها، زندگی آپارتمانی، آموزشهای زیاد، محتاط بارآوردن فوق العاده زیاد، سر و کار داشتن بیش از اندازه با موبایل تبلت و ‌... از بچه ها ملغمه ای ساخته عجیب و غریب.🤯 این بچه ی سردرگمِ با اطلاعات که هیچ جوره در مدرسه نشیمن ندارد و اتفاقا به گفته ی پدر و مادر خیلی هم به کسب اطلاعات و بزرگ شدن علاقه دارد، احتیاج دارد سرِ صبر از دنیای هفت سال اول فاصله بگیرد و وارد دنیای متفاوت هفت سال دوم شود. از هیچ کجای این بدوبدوهای سنگین و مسابقه ای هم جا نمی ماند، مطمئن باشید!🤗 . 🔴این پست رو برای والدین و معلم ها بفرستید شاید به کارشون بیاد🌱😉 . #ثبت_نام_مدرسه #مدرسه #سن_مدرسه #آموزش_پرورش #علم_آموزی#بازی#درس #کلاس_اول#پیش_دبستانی #سن_ثبت_نام_مدرسه

04 خرداد 1400 15:54:15

0 بازدید

chamran_kids

مدرسه آرزوها(قسمت سوم- معلم برام بیقرار) . "برام" یک پسر بچه کاملا بی قرار است. از آنهایی که هیچ جا بند نمیشوند. از همان هایی که رویاهای زیادی در سردارند و بسیار کنجکاوند. قبل از رسیدن به سن مدرسه، یک دفتر خیلی جالب دارد که هر چیزی را کشف کند اسمش و خود وسیله را داخل دفتر میچسباند، کشفهایش از خود دفتر هم جالبتر است چون هر چیزی را برای اولین بار با آن مواجه شود کشف خودش میداند. آن چیز ممکن است حشره ای باشد یا یک قیچی. به هر حال برام آن را برای بار اول دیده. حالا او روز شماری میکند به مدرسه برود تا چیزهای خیلی خیلی عجیب را یاد بگیرد مثلا زبان مصری. و بالاخره به مدرسه میرود.در تمام روزهای تحصیل برام خودش است باهمان بیقراری،با همان کشفها و با همان کارهای دور از انتظار معلمشان. و این معلم است که مجبور است کلی تلاش کند تا بتواند برام را درگیر فعالیت ها کند. . در یک سال بنا بر حادثه ای برام حضور دو معلم را تجربه میکند آقای فیش معلم اول و پسر جوان دیگری به عنوان معلم دوم. در واقع برام هر دو را به شیوه ی خودش تغییر میدهد اولی را با صدمه های بیشتر و دومی را با خاطرات خوش. برام بی قرار میماند ولی بی قراریش با معلمها و معلمها با کارهای عجیب و غریبش کنار می آیند.با تکان دادن های همیشگی پاهایش ، با بدو بدوهایش و با غرق شدن در خیالاتش... . پ.ن: دیدن فیلم سینمایی برام بیقرار برای همه مفید است. چون هر کسی یک بار در عمرش این فرصت را پیدا میکند، با بچه ای پرانرژی و متفاوت رو به روشود. فرصتی که ممکن است به اندازه چند دقیقه همسفری در مترو باشد یا به اندازه معلمی در یک سال تحصیلی یا حتی به اندازه یک عمر مادری کردن. . #فیلم_سینمایی#مدرسه_آرزوها#معلم_آرزوها #معلم_سخت_گیر#معلم_انعطاف_پذیر#بیش_فعالی #همراهی#آزادی#ارتباط_با_کودک

03 دی 1399 18:24:18

1 بازدید

chamran_kids

🏴 👨‍👩‍👧‍👦 با زائرانی که همراه خود کودک دارند، چگونه برخورد کنیم؟ ‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 👶🏻 حضور کودکان در این پیاده روی، آثار و برکات فراوانی دارد از جمله تربیت حسینی کودکان. ‌ پس بهتر است با پدران و مادرانی که با زحمت فراوان همراه کودکانشان به این سفر آمدند، کمی مهربان تر باشیم. ‌‌ ‌ 🤱🏻می توانیم در موکب ها کمی هوای مادران بچه دار را داشته باشیم. اگر کودک گریه کرد به جای غر زدن و شکایت کردن، کمک کنیم کودک آرام شود. ‌ ‌‌‌ 🛒 می توانیم به دوستان بچه دارمان کمک کنیم و ما چند ستون، کالسکه را برانیم. ‌ ‌‌‌ 🎲 می توانیم برای مدتی با کودک بازی کنیم تا مادر یا پدر استراحت کنند. ‌‌‌‌ ‌ 😊 می توانیم وقتی مادر یا پدر را خسته از راه می بینیم به او لبخند بزنیم و خدا قوت بگوییم. بگوییم چقدر خوشحالیم که می بینیم رنج سفر را قبول کردند و همراه فرزندشان به این سفر آمده اند. ‌‌‌‌ ‌ ✅ با صبوری و همراهی شما، قطعا شما هم در ثواب تربیت نسل حسینی سهیم هستید. ‌ ‌‌‌‌‌ ⏳ #روز_شمار اربعین 👈🏻 ۱۶ روز مانده ‌ #سرباز_حسینم #پیاده_روی_اربعین

11 مهر 1398 16:53:23

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

"نذر فرهنگی و لبخند کودکان پاکستانی" . ورود بعضی آدمها در زندگیِ ما باعث باز شدن مسیرهای جدیدی میشوند. نه از این مسیرمعمولی ها، یک مسیرِ پرنور و سرسبز،چیزی شبیه دالان بهشت.🙃 مواجه شدنِ ما چمرانی ها با منطقه های دورافتاده و محروم نقطه عطفی در کارو زندگیمان بود، ولی همیشه این حسرت را داشتیم: کاش یه منطقه ی نزدیکتر میشناختیم که راحت تر بتونیم بهشون سربزنیم...🥺 . و این حسرت خیلی زود تبدیل به یک واقعیت شد. با تعداد خیلی زیادی خانواده ی پاکستانی،نزدیک بهشت زهرا آشنا شدیم که صمیمانه ما را پذیرفتند و چند سالی پسرهایشان را مهمان مدرسه مان کردند... در مناسبت های مختلف ما را به جمع خودشان راه دادند و تبدیل شدند به پاتوق ما در روزهای دلتنگی... . عیدغدیر که کرونا امان همه را بریده بود رفتیم با بچه ها بازی و فعالیت کردیم و دلمان باز شد، اربعین که جایی برای رفتن نداشتیم کنار بچه های پاکستانی زیارت اربعین و سرود "اگه یه کبوتر بودم" خواندیم. حتی در رفت و آمدهایمان خبر به دنیا آمدن نوزاد جدید را به ما داده اند و خواستند اسمش را روحانی همراهمان انتخاب کند.... . و این مسیر پر نور هنوز برای ما تمام نشده...❤ . خدا روشکر که نیت های پاک عزیزانی در این مسیر همراه ما بود و نذر فرهنگی‌شان پشتوانه‌ی این کار نیک. ان شاءالله توفیق سهیم شدن در آینده درخشان کودکان، به همه‌ی ما ارزانی شود. . #مجموعه_شهید_چمران#چمرانی_ها #نذر_فرهنگی#کودکان_پاکستانی #کمک_مومنانه#عید_غدیر#اربعین #آموزش #کودکانه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

"نذر فرهنگی و لبخند کودکان پاکستانی" . ورود بعضی آدمها در زندگیِ ما باعث باز شدن مسیرهای جدیدی میشوند. نه از این مسیرمعمولی ها، یک مسیرِ پرنور و سرسبز،چیزی شبیه دالان بهشت.🙃 مواجه شدنِ ما چمرانی ها با منطقه های دورافتاده و محروم نقطه عطفی در کارو زندگیمان بود، ولی همیشه این حسرت را داشتیم: کاش یه منطقه ی نزدیکتر میشناختیم که راحت تر بتونیم بهشون سربزنیم...🥺 . و این حسرت خیلی زود تبدیل به یک واقعیت شد. با تعداد خیلی زیادی خانواده ی پاکستانی،نزدیک بهشت زهرا آشنا شدیم که صمیمانه ما را پذیرفتند و چند سالی پسرهایشان را مهمان مدرسه مان کردند... در مناسبت های مختلف ما را به جمع خودشان راه دادند و تبدیل شدند به پاتوق ما در روزهای دلتنگی... . عیدغدیر که کرونا امان همه را بریده بود رفتیم با بچه ها بازی و فعالیت کردیم و دلمان باز شد، اربعین که جایی برای رفتن نداشتیم کنار بچه های پاکستانی زیارت اربعین و سرود "اگه یه کبوتر بودم" خواندیم. حتی در رفت و آمدهایمان خبر به دنیا آمدن نوزاد جدید را به ما داده اند و خواستند اسمش را روحانی همراهمان انتخاب کند.... . و این مسیر پر نور هنوز برای ما تمام نشده...❤ . خدا روشکر که نیت های پاک عزیزانی در این مسیر همراه ما بود و نذر فرهنگی‌شان پشتوانه‌ی این کار نیک. ان شاءالله توفیق سهیم شدن در آینده درخشان کودکان، به همه‌ی ما ارزانی شود. . #مجموعه_شهید_چمران#چمرانی_ها #نذر_فرهنگی#کودکان_پاکستانی #کمک_مومنانه#عید_غدیر#اربعین #آموزش #کودکانه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن