پست های مشابه

chamran_kids

ماجرای "خرمای خنده رو" رو بشنوید 🔊😇 . تو این داستان به مهربونی و بخشندگی امام علی (ع) میپردازیم...🖤🌹 اما اینبار از نگاه یه خرما کوچولو و دوستاش که به بچه های یتیم، فقیر و آدم های گرسنه ی شهر بخشیده میشن....👆🏻🙃 . ⭕این پست رو سیو کنید که یادتون باشه با بچه ها گوش بدید و برای دوستان بچه دارتون بفرستید🤗 . #امام_بخشنده #امام_علی_علیه_السلام #شهادت_امام_علی#ماه_بندگی #ماه_رمضان #قصه_مذهبی_کودکانه #قصه_کودکانه

14 اردیبهشت 1400 17:10:12

64 بازدید

chamran_kids

. روز مادر امسال پر از تبریک های متفاوت و جالب بچه ها به مادر ها بود... مثلا تو این فیلم پسرهای کلاس چهارمی باهم دیگه برای مادرهای عزیز شعر خوندن و گفتن که چقدر دوستشون دارن...👆❤️😇 . پ.ن:تو این روزهایی که گذشت ما یکی از مامان های عزیز چمرانی رو از دست دادیم...لطفا برای شادی و آرامش روحشون فاتحه ای قرائت کنید🙏😔 . #روز_مادر #روز_مادر_مبارک #هدیه_روز_مادر #شعرخوانی#کلاس_چهارمی_ها #هدیه#شعر #مادران_چمرانی #پسران_چمرانی

15 بهمن 1399 16:32:35

1 بازدید

chamran_kids

✏ 📺 همیشه جنگ و دعوا داریم که همش پای تلویزیون نشسته و هیچ کاری نمی کنه... ❗️تلویزیونی شدن کودکان، خوب است یا بد؟ ‌ در ‌ 💡کارگاه مجازی و غیر حضوری نقش رسانه در تربیت کودک (هفت سال اول کودکی) مدرس: زهرا شاه حسینی ‌‌ 💳هزینه ی کارگاه 👈🏻 ۱۹ هزار تومان ‌‌ 📲 خرید و دانلود از سایت #چمرانی_ها chamraniha.com/shop ‌ #کارگاه #کارگاه_مجازی #تربیت #کودک #تربیت_کودک #رسانه #تلویزیون #تلویزیونی_شدن_کودکان #کارگاه_آموزشی #مادر #فرزند #اوقات_فراغت #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

27 دی 1398 16:43:40

0 بازدید

chamran_kids

🤹 تقریبا میشه گفت اکثر بچه ها عاشق پارک هستند. چه خوبه که از این فرصت استفاده کنیم! پارک فقط بازی تو زمین بازی نیست. فرصت هایی داره که می تونیم حسابی ازش استفاده کنیم. پسرهای پنج ساله ی چمرانی، یک رودخانه بدون آب تو پارک کشف کردند. سریع دست به کار شدند و با کاغذ هایی که داشتند، برای رودخانه قایق درست کردند. شما چه فعالیت هایی تو پارک انجام میدین؟ #اردو #بازی #پروژه #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

21 اسفند 1397 07:21:51

0 بازدید

chamran_kids

برشی از کتاب "تو برای من عزیزترینی" را بشنوید👆🏻🤗🔊 . در این یادداشت میخواهم علاقه و احترام قلبی خودم را تقدیم به نویسنده، تصویرگر، مترجم و انتشاراتی کنم که مجموعه کتابهای پانچلو را خلق کردند. یک مجموعه ی ۵ جلدی که وقتی هر کدامشان را میخوانی به فکر فرو میروی. هیچ وقت با خواندن کتاب های بچه ها حسی به این عمیقی را تجربه نکرده بودم. شاید چون به گفته ی دست اندرکاران کتاب، خواندنش به ۷ تا ۷۷ ساله ها پیشنهاد میشود. . ماجرای کتاب ها درباره ی دهکده ای به نام "ومی کی ها " است که آدمک های چوبی کوچکی در آن زندگی می کنند. همه ی آدمک ها را نجاری به نام ایلای ساخته. مردم چوبی دهکدهِ در این ۵ کتاب، ۵ ماجرای جالب را تجربه می کنند. . انگار آدمک های چوبی خود ماییم که هر بار گرفتار چیزی میشویم. در دل تمام ماجراها پانچلو که شخصیت اصلی داستان است تنها یا به همراه دوستانش سراغ ایلای میروند، این رفتن ها بعضی مواقع خیلی دیر است و کار از کار گذشته و بعضی مواقع هم درست و به موقع است. . من شخصا عاشق مکالمات ایلای با پانچلو هستم، انگار واقعا خدا در آن لحظه دارد با خود من صحبت میکند. به خصوص جایی که ایلای چشم به پانچلو که سرش پایین و شرمنده است دوخته و میگوید: پانچلو من تو را همانطور که هستی دوست دارم، اشتباهت تو را از چشم من ننداخته...! . و چقدر داستان‌های این کتاب ها به درد این روزها و شب های ما میخورد... . پ. ن: قطعا نمیتوان از بچه ها انتظار داشت با خواندن این کتاب ها به دریافت هایی که ما میرسیم برسند. آنها صرفا با یک داستان جالب طرف هستند، داستانی که ممکن است بتوان با بچه های بزرگتر( بالای ۹ سال) دقایقی راجع به آن گفت و گو کرد. . ❗راستی همین الان این پست رو سیو کنید و برای دوستاتون بفرستید😉 . ⭕میتونید مجموعه کتاب پانچلو رو از صفحات زیر تهیه کنید، بهشون دایرکت بدید🤗👇🏻 @mehrsa_pub @ketabpark @namayeshgah_ketab_koodak @nojavan_namayeshgah_ketab . #برشی_از_یک_کتاب #کتاب_خوانی#نشر_مهرسا #معرفی_کتاب_خوب #مجموعه_پانچلو #تو_برای_من_عزیزترینی #کتاب_کودک_نوجوان

02 اردیبهشت 1400 12:16:45

0 بازدید

chamran_kids

📢 🏴 ما اینجا هستیم... ‌ ✨نمایشگاه عطر سیب✨ ‌ ✅ غرفه کودک همراه با نقاشی روی رول، خانه شن، بازیهای فکری، گل بازی، قصه گویی و پرده خوانی، عروسک سازی، شعرخوانی، اوریگامی و ‌ ثبت یک خاطره خوب از هیئت برای کودکان ‌ 📅 زمان: ۵ الی ۱۱ شهریور، ⏰ در دو سانس: ۱۰ الی ۱۵ و ۱۶ الی ۲۰ ‌ 📍مکان: بزرگراه جلال آل احمد،کوی نصر،انتهای خیابان علیدادی،ضلع جنوبی بوستان گفتگو،نمایشگاه بوستان گفتگو،انتهای سالن،غرفه حسینیه کودک شهید چمران. ‌ #هیئت_کودک #محرم #نمایشگاه_عطر_سیب #کودک #چمرانی_ها

05 شهریور 1398 17:46:57

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد.‌ همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی‌. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد.‌ همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی‌. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن