پست های مشابه

aliyeh.heybatii

. خمیر بازی کثیف کاری رابطه مستقیمی با افزایش هوش کودک دارد، تا می توانید شرایط را فراهم کنید کودک گل بازی، خمیر بازی، رنگ بازی و...انجام دهد. خمیر بازی، تخیل کودک را پرواز می دهد‌. . #خمیربازی#گِل_بازی#تخیل_فعال#هوش#کثیف_کاری#خوشگزرانی راني#بازی#رنگ_بازی

04 دی 1398 06:07:48

6 بازدید

aliyeh.heybatii

چون سرشون نق نمی زنن چون وقتی کار اشتباهی انجام میدن والدینشون همون لحظه سرشون غر نمیزنن اون خودش الان ناراحته و میدونه خرابکاری کرده‌ پس والدینش با حرفاشون حالشو خوب میکنن اونم از حرف های مامان و باباش خوشش میاد و دوست داره به حرفاشون گوش بده. زیر کار درستش خط میکشن قبل خواب میرن پیشش و بخاطر کارهای خوبی که امروز انجام داده ازش تشکر میکنن مثلا میگه مرسی عزیزم که امروز برام آب آوردی خیلی بهم چسبید اون با احساس خوبی می خوابه و فردا که پا میشه سعی میکنه کار های خوب بیشتری انجام بده. بهش دستور نمیدن هیچ کس از دستور دادن خوشش نمیاد مثلا به جای اینکه بگن پاشو وسایلتو جمع کن میگن موافقی تا یه قصه خوشگل برات بگم اون میگه اره مامانم میگه باشه عزیزم پس شم تا اسباب بازی هاتو جمع کنی منم برم کتاب قصه رو بیارم و برات یه قصه خوشگل تعریف کنم باشه گلم😉 #والدین_آگاه #والدین_سمی #دیدن_خوبیها #بچه_ی_حرف_گوش_کن #کارما #کار_خوب_حال_خوب #دستور_دادن_به_کودک #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند

13 بهمن 1399 19:14:59

0 بازدید

aliyeh.heybatii

لطفاً شما هم نظر ارزشمندتونو رو در مورد نقشی که پدر می‌تونه در آرامش خانواده داشته باشه رو بگید همسر شما چقدر برای نگهداری بچه ها و آرامش شما وقت میزاره؟ #پدر#آرامش #امنیت #خانواده #نقش_پدر_در_تربیت_فرزندان #مادر#مادر_شاد_فرزند_شاد #همکاری #درک_متقابل #والدین_آگاه #والدینی_آرام_کودکانی_شاد #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #روانشناسی#مشاوره_آنلاین

10 آذر 1400 18:57:47

51 بازدید

aliyeh.heybatii

. ناخن جویدن... ناخن جویدن یک مسئله نسبتا شایع در کودکان هست، علل مختلفی داره و اصلی ترین علتش هم میشه اضطراب رو نام برد. خونه هایی که جو تنش زدایی داره، والدین بکن نکن زیادی دارند، دائما در حال کنترل کردن کودکان هستند، رابطه والدین پر تنش هست، تولد کودک جدید، اتفاقاتی مثل از شیر گرفتن، از پوشک گرفتن و ... میتونه باعث ایجاد ناخن جویدن بشه. به طور کلی هر چیزی که باعث ایجاد اضطراب در کودک بشه میتونه دلیل اصلی ناخن جویدن بشه. هم چنین به وجود آمدن یک موقعیت جدید توی زندگی کودک که مثال هاشو در خط بالا آوردم مثل به دنیا اومدن فرزند جدید و... حالا چرا؟ چون کودک از ناخن جویدن به عنوان منبعی برای کسب آرامش استفاده میکنه. حالا راهکار چیه؟ اول از همه اینکه منبع اضطراب رو شناسایی کنید و اونو از بین ببرید. حالا چه جوری منبع اضطراب رو شناسایی کنید؟ برای یک مدت مثلا ده روز یا دو هفته تمام رفتار های کودکتون رو زیر نظر بگیرید، ببینید چه مواقعی ناخن میجوه؟ اینجوری میتونید منبع اضطراب رو پیدا کنید. به کودکتون بکن نکن زیاد نکنین، شرایط سنیشو در نظر بگیرید و اندازه شرایط سنیش ازش توقع داشته باشین‌. وقتی اونو در حال ناخن جویدن میبینید حس دستگیر کردن مجرم نداشته باشین، به هیچ وجه به روش نیارین، تحقیرش نکنید، سرزنشش نکنید، دعواش نکنید، باهاش قهر نکنید، اینجور رفتار ها فقط اضطراب کودک رو افزایش و به تبع اون عمل ناخن جویدن رو تشدید میکنه. هر چه به ناخن جویدن کودک بیشتر عکس العمل نشان بدید، باعث تقویت منفی میشه و کودک برای جلب توجه شما هم ک شده اون عمل رو بیشتر تکرار میکنه. به جای اشاره ی مستقیم به عمل ناخن جویدن وقتی اونو در حال این کار می بینید با یک لحن مهربون بهش بگین بیا با هم یه بازی باحال بکنیم. سعی کنید از بازی هایی استفاده کنید که توش دست کودک رو درگیر میکنه. کیفیت رابطتون با کودکتون رو بالا ببرین بهترین راه برای بالا بردن رابطه با کودک بازی کردنه. تا اونجا که میتونین با کودکتون بازی کنید و اوقات خوشی رو براش خلق کنید. هر چه کیفیت رابطتون با کودک بالا تر بره سطح اضطراب کودک پایین میاد و به تبع اون عمل ناخن جویدن هم از بین میره چون منبع آرامش کودک دیگه شمایین نه ناخنش ! یادتون نره همه ی این راه حل ها زمانی جواب میده که منبع اضطراب رو پیدا کنید و سعی در از بین بردن اون بکنید.

24 دی 1398 06:25:07

4 بازدید

aliyeh.heybatii

#فرزند #قضاوت#سرزنش#متلک#انگیزه#اعتماد_به_نفس #حمایت#حسادت#عصبانیت#والدین_آگاه #دل#فرزند_پروری #فرزند_سالم #فرزندپروری_آگاهانه #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند

04 خرداد 1400 17:15:55

1 بازدید

aliyeh.heybatii

. تا حالا به این فکر کردین چرا دوست داریم بچه هامون همیشه شیک و تروتمیز لباس بپوشن؟ به این فکر کردین چرا بچه هامونو هزار تاکلاس مختلف میفرستیم؟ به این فکر کردین چرا از زمانی که نطفه بچه مون بسته میشه برای آیندش هزار تا برنامه میریزین ودوست دارین فلان کاره بشه؟فلان جا درس بخونه؟فلان رشته بره؟ وخیییلی چیزای دیگه... فکر میکنید همه ی اینا به خاطر چیه؟ به خاطر بچه مونه؟؟؟ اگه به خاطر بچه مونه پس چرا اجازه نمیدیم لباسی که توش راحت تره رو بپوشه؟؟؟ چرا اجازه نمیدیم کلاسی که خودش دوست داره بره؟ وچرا اصرار داریم از بدو تولد حتما دو زبانه بشه؟؟؟ یه خورده عمیق تر فکر کنید... فکر میکنید همه ی اینا به خاطر بچه مونه یا به خاطر خودمون؟؟؟بخاطر اینکه بقیه بگن به به،چه چه عجب لباس ترو تمیزی تن این بچست،عجب پدر و مادر خوش سلیقه ای!!! یا بگن عجب بچه ی مغز متفکری شما دارین!!!! خیلی از فشارهایی که داریم به بچه هامون وارد میکنیم بخاطر نیاز به قدرت طلبی خودمونه!!!تعجب نکنید!!! لطفا کتمان هم نکنید!‌!! بخاطر اینه که با به یه جایی رسیدن بچمون احساس قدرت میکنیم که به به عجب بچه ای بزرگ کردم! که پزشو غیر مستقیم به بقیه بدیم!!! با این توجیح که من خیروصلاحشو میخوام.. حق انتخاب رو از بچه مون نگیریم و اونا رو قربانی قدرت طلبی خودمون نکنیم. بچه ها ویترین ما نیستن!!! پیش خودتون فکر کنید ببینید تا حالا شما هم از این کارا کردین؟ از این به بعد برنامتون چیه؟🤔 نظراتتونو برام کامنت کنید🙏

11 بهمن 1398 05:13:04

1 بازدید

عالیه هیبتی

0

0

. کلاس اول که بودم یک روزبایکی از بچه های کلاسمان دوست شدم،کلی باهم توی حیاط مدرسه بازی کردیم روزبعدش از خانه شان برایم هدیه آورده بود،یک هواپیمای آبی و قرمزپلاستیکی... آن روزحالم خوب بودوکلی ذوق داشتم که آن رابه خانه ببرم وبا آن بازی کنم. به خانه ک رسیدم،از کیفم بیرونش آوردم وبا افتخار،به همه نشانش دادم،آنقدراین هدیه برایم جذاب و خواستنی بودکه مدام نگران بودم خراب شودوازترس خراب شدنش آن را به مادرم دادم تا بالای طاقچه بگذارد و خیالم راحت باشد. فردایش که به مدرسه رفتم دوستم آمد جلو،سرش را پایین انداخت وگفت:مادرم گفته هواپیما را بیاور،لطفا هدیه ام را پس بده. یادم نمی رود که چقدر بغضم گرفته بود،من حتی با آن بازی هم نکرده بودم!ولی سنم به این حرف ها قد نمی داد که بگویم هدیه را پس نمی گیرند! فردا هواپیما رابه او برگرداندم اما وقتی دیدم آن رابرد وبه دوست جدیدش هدیه داد بغضی که از روز قبل نگه داشته بودم ترکید. همان روز فهمیدم که آدم ها زود عوض می شوند،که نمی شود روی آدم ها و حرف هایشان حساب کرد. ازآن روز تا جایی که می شد از کسی هدیه ای نپذیرفتم.از کسی چیزی نخواستم واجازه ندادم که کسی دلخوشی ام را بسازد.من شادی هایم را منوط به بودن آدم ها نکردم،چون دوست نداشتم وابسته و دلخوش که شدم،دلخوشی ام را از من بگیرند یا برای معذوریت ها و رفتنشان،بهانه و‌دروغ به هم ببافند. اجازه نمیدهم آدم های بلاتکیف،وارد زندگی ام شوند،چون میدانم دلخوش به بودنشان که شدم،می روند. آدم ها را قبل از اینکه دروغ بگویند،کنار می گذارم و قبل از اینکه بروند،می روم. من دلخوشی ام را روی مدار خودباوری ام تنظیم کرده ام وبا خودم عهد کرده ام که خودم چیزهایی که می خواهم رابه دست بیاورم،حتی اگر بهای رسیدن به آن ها سنگین باشد! به سال های کودکی تان برگردید،اتفاقاتی که یادتان مانده همه شان درس های بزرگی دارد. شما حواستان نیست که همان اتفاقات مهم دیروز،چقدر روی مسیر و شخصیت امروزتان تاثیر داشته هیچ خاطره ای بی حکمت نیست! کمی عمیق تر خاطراتتان را مرور کنید... #کودکانه_ها#خیالپردازی#آرزو#شادی#اعتماد#آدم_ها#دلخوشی#خودباوری#شخصیت#خاطره_های_کودکی#انسانهای_بلاتکلیف#تربیت#حکمت#فرزند_پروری#عالیه_هیبتی#بیرجند #نرگس_صرافیان_طوفان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

aliyeh.heybatii

عالیه هیبتی

0

0

. کلاس اول که بودم یک روزبایکی از بچه های کلاسمان دوست شدم،کلی باهم توی حیاط مدرسه بازی کردیم روزبعدش از خانه شان برایم هدیه آورده بود،یک هواپیمای آبی و قرمزپلاستیکی... آن روزحالم خوب بودوکلی ذوق داشتم که آن رابه خانه ببرم وبا آن بازی کنم. به خانه ک رسیدم،از کیفم بیرونش آوردم وبا افتخار،به همه نشانش دادم،آنقدراین هدیه برایم جذاب و خواستنی بودکه مدام نگران بودم خراب شودوازترس خراب شدنش آن را به مادرم دادم تا بالای طاقچه بگذارد و خیالم راحت باشد. فردایش که به مدرسه رفتم دوستم آمد جلو،سرش را پایین انداخت وگفت:مادرم گفته هواپیما را بیاور،لطفا هدیه ام را پس بده. یادم نمی رود که چقدر بغضم گرفته بود،من حتی با آن بازی هم نکرده بودم!ولی سنم به این حرف ها قد نمی داد که بگویم هدیه را پس نمی گیرند! فردا هواپیما رابه او برگرداندم اما وقتی دیدم آن رابرد وبه دوست جدیدش هدیه داد بغضی که از روز قبل نگه داشته بودم ترکید. همان روز فهمیدم که آدم ها زود عوض می شوند،که نمی شود روی آدم ها و حرف هایشان حساب کرد. ازآن روز تا جایی که می شد از کسی هدیه ای نپذیرفتم.از کسی چیزی نخواستم واجازه ندادم که کسی دلخوشی ام را بسازد.من شادی هایم را منوط به بودن آدم ها نکردم،چون دوست نداشتم وابسته و دلخوش که شدم،دلخوشی ام را از من بگیرند یا برای معذوریت ها و رفتنشان،بهانه و‌دروغ به هم ببافند. اجازه نمیدهم آدم های بلاتکیف،وارد زندگی ام شوند،چون میدانم دلخوش به بودنشان که شدم،می روند. آدم ها را قبل از اینکه دروغ بگویند،کنار می گذارم و قبل از اینکه بروند،می روم. من دلخوشی ام را روی مدار خودباوری ام تنظیم کرده ام وبا خودم عهد کرده ام که خودم چیزهایی که می خواهم رابه دست بیاورم،حتی اگر بهای رسیدن به آن ها سنگین باشد! به سال های کودکی تان برگردید،اتفاقاتی که یادتان مانده همه شان درس های بزرگی دارد. شما حواستان نیست که همان اتفاقات مهم دیروز،چقدر روی مسیر و شخصیت امروزتان تاثیر داشته هیچ خاطره ای بی حکمت نیست! کمی عمیق تر خاطراتتان را مرور کنید... #کودکانه_ها#خیالپردازی#آرزو#شادی#اعتماد#آدم_ها#دلخوشی#خودباوری#شخصیت#خاطره_های_کودکی#انسانهای_بلاتکلیف#تربیت#حکمت#فرزند_پروری#عالیه_هیبتی#بیرجند #نرگس_صرافیان_طوفان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن