پست های مشابه

aliyeh.heybatii

#جلب_توجه#قانون#انتظار_از_کودک #نیاز#الگو#مهارتهای_زندگی #فرزندپروری #تربیت_کودک #والدین_سمی #والدین_آگاه #مشاوره_تلفنی #مشاوره_خانواده #بد_رفتاری_کودک #بدرفتاری #آموزش #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بد_رفتاری_کودک#بیرجند

23 تیر 1400 04:16:17

0 بازدید

aliyeh.heybatii

چرا باید کاری کنی تا اعتماد و اطمینان عزیز دلت از بین بره؟ بد قولی کردن نوعی دروغ گفتنه و با توجه به اینکه الگوی فرزندت هستی فرزندت هم این عمل رو یاد میگیره از طرفی عزت نفس فرزندت هم کم میشه و احساس می‌کنه که آنقدر اهمیت نداشته که به خواستش توجه کنی پس لطفاً به قول‌هایی که میدی عمل کن و هرگز قوای که از عهده ی انجامش بر نمیای رو نده باشه ؟ #قول #قول_دادن_به_کودک #وفای_به_عهد #کودک#نوجوان#اعتماد#اطمینان #عزت_نفس #اعتماد_به_نفس_کودک #فرزند_پروری#دروغ#اشتباهات_تربیتی_والدین #کودک_سالم #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده

18 بهمن 1400 18:40:14

60 بازدید

aliyeh.heybatii

. تو مهد کودک برای تقویت تخیل بچه ها ازشون میپرسن دوست داشتین چی بودین؟ هر کی یه جوابی میده یکی میگه بادکنک،یکی میگه عروسک یکیشون میگه دوست داشتم موبایل بودم مربی براش جالب میشه میپرسه چرا؟ بچه میگه: مامانم صبح ها تا از خواب پا میشه اول دنبال موبایلش میگرده تمام طول روز بهش ذل میزنه ونگاهش میکنه یه وقتایی در حالی که بهش خیره شده از ته دل میخنده یه وقتایی هم باهاش گریه میکنه خلاصه خیلی با هم رفیقن حتی وقتی ازش سوال میپرسم حاضر نیست چند ثانیه هم ازش چشم برداره در حالیکه چشمش به اونه یه جواب سرسری میده معلومه خیلی موبایلشو دوست داره یا مثلا بابام حتی وقتی خسته ی خسته از سر کار میاد اول از همه اونو در میاره ،انگار حوصله منو نداره ولی حوصله اونو داره. تازه، اگه اون بیفته زمین بیشتر نگران میشن وغصه میخورن تا وقتی من بیفتم. من دوست داشتم یه موبایل بودم! #قوه_تخیل_کودک #غصه #کودکان#کودک_آزاری #موبایل #تنهایی #تربیت #تربیت_کودک #فرزندپروری #والدین #والدین_آگاه #والدین_سمی #عالیه_هیبتی #بیرجند_شهر_من

27 بهمن 1398 04:18:18

0 بازدید

aliyeh.heybatii

. کتاب حکایت دولت و فرزانگی، اثری تاثیر گذار نوشته ی مارک فیشر است . آیا افرادی که به موفقیت می رسند از آن هایی که فقط رویای موفقیت را دارند، بیشتر و سخت تر کار می کنند؟ آیا آن ها باهوش تر، خوش شانس تر و بی رحم تر هستند؟ و آیا موفقیت مالی، خوشحالی و سعادت را به دنبال دارد؟ این ها سوالاتی اساسی هستند که همه ی انسان ها به نوعی با آن ها درگیرند. کتاب حکایت دولت و فرزانگی، با استفاده از شخصیتی سالخورده، خردمند و دولتمند به شکلی فراموش نشدنی به این سوالات پاسخ می دهد. این حکیم راز حقیقی یک شبه ثروتمند شدن را درک کرده، به تعلیم و تربیت مرد جوانی می پردازد که آرزوهایی به ظاهر دست نیافتنی در سر دارد و محدودیت ها و روز مرگی های زندگی او را مستأصل ساخته اند. در قسمتی از کتاب حکایت دولت و فرزانگی می خوانیم: هر کدام از ما، به طریق خودمان، و در کار خودمان می توانیم نابغه باشیم؛ حتی اگر جامعه ما‌ را نابغه نداند. نبوغ یعنی به انجام رساندن آنچه از آن لذت می برید. این نبوغ راستین زندگی است. #حکایت_دولت و فرزانگی #موفقیت #لذت #مارک_فیشر #هدفمندی

04 دی 1398 19:00:53

4 بازدید

aliyeh.heybatii

#تلنگر #زایشگاه#بیمارستان#مدرسه#دانشگاه#رشته_تحصیلی#دختر_روستایی #مراسم_عروسی #خانه#مهمانی#ماشین_مدل_پایین #قبر#سنگ_قبر #مراسم_ترحیم #مردم_چی_میگن

29 فروردین 1400 16:19:58

0 بازدید

aliyeh.heybatii

#تربیت_فرزند #فرزندپروری_مثبت #توانمندی_کودک #عزت_نفس_کودکان #اعتماد #اعتماد_به_نفس_کودک #پدر#مادر#شخصیت_کودک#کودک#نوجوان#خانواده #توجه#مهارتهای_فرزندپروری#بیرجند_شهر_من #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده

17 مرداد 1400 16:37:55

66 بازدید

عالیه هیبتی

0

0

نمی دانم وقتی غذایی که پیک موتوری رستوران برایتان می آورد سرد است، چه می کنید. نمی‌دانم وقتی سوار تاکسی می شوید و می بینید کولر را روشن نکرده، چه می کنید. نمی‌دانم وقتی کتابی را می‌خرید و می‌بینید که جلد آن تا شده یا صفحه ای از آن کثیف است چه می کنید. نمی دانم وقتی از سوپرمارکت خرید می کنید و متوجه می شوید که یکی از اقلام، اشتباه ارسال شده چه می کنید. نمی دانم وقتی در کافی شاپ، کمی از چای در نعلبکی ریخته یا نانی که می آورند کمی مانده است، چه می کنید. من معمولا چیزی نمی گویم مگر این که مجبور شوم (مثلاً کفشی بخرم و کفش دیگری تحویلم شود که در آن جا هم تا حد امکان، ایراد را گردن می گیرم و مثلاً می‌گویم ظاهراً من در توضیح مشخصات کفش اشتباه کرده‌ام یا خوب بیان نکردم). قدیم ها چنین اخلاقی نداشتم. اما چند سال پیش، دوستی من را با مفهوم "مهمانی دنیا "آشنا کرد. و گفت: بعضی در دنیا، مثل صاحب خانه اند و برخی مثل مهمان. وقتی به عنوان مهمان جایی می‌رویم، توقعات کمتری داریم. به طعم غذا، کهنه بودن میوه، به رنگ در و دیوار، اعتراض نمی کنیم. انگار " پیچپذیرش" مان را چرخانده اند و روی سطح دیگری تنظیم کرده‌اند. در دنیا می‌توان دو جور زیست. مثل صاحبان دنیا و مثل مهمان های دنیا. یادم هست به او گفتم: اگر هیچ کس اعتراض نکند، هیچ چیز بهتر نمی شود. همه چیز بد می ماند. این نسخه ی تو، نسخه ی سقوط و قهقراست. اما او پاسخ داد: همیشه کسی هست که اعتراض کند. دنیا، صاحبان فراوان دارد. چیزی که کم است، مهمان است. نگاه طلبکارانه- حتی وقتی حق با توست- بر روی روش و منش تو تاثیر می‌گذارد و از تو انسان دیگر می سازد و تو از جمع "اقلیت مهمان "به " اکثریت صاحب خانه" می‌راند. دوستم دیگر بین ما نیست. از مهمانی دنیا رفته است. اما حرفش هنوز گوشه ذهنم مانده . دنیا، بازی بزرگی است که من، در چند صحنه از آن، مهمان هستم. همین و نه بیشتر. این روزها که اینجا و آنجا برخوردهای طلبکارانه را می بینم، با خودم می گویم شاید محروم شدن ما از بسیاری از حقوق طبیعی مان در عرصه های عمومی، ما را به سمت طلبکاری افراطی در قلمرو های خصوصی سوق داده باشد. شاید هم، چنین نباشد. نمی دانم. #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

aliyeh.heybatii

عالیه هیبتی

0

0

نمی دانم وقتی غذایی که پیک موتوری رستوران برایتان می آورد سرد است، چه می کنید. نمی‌دانم وقتی سوار تاکسی می شوید و می بینید کولر را روشن نکرده، چه می کنید. نمی‌دانم وقتی کتابی را می‌خرید و می‌بینید که جلد آن تا شده یا صفحه ای از آن کثیف است چه می کنید. نمی دانم وقتی از سوپرمارکت خرید می کنید و متوجه می شوید که یکی از اقلام، اشتباه ارسال شده چه می کنید. نمی دانم وقتی در کافی شاپ، کمی از چای در نعلبکی ریخته یا نانی که می آورند کمی مانده است، چه می کنید. من معمولا چیزی نمی گویم مگر این که مجبور شوم (مثلاً کفشی بخرم و کفش دیگری تحویلم شود که در آن جا هم تا حد امکان، ایراد را گردن می گیرم و مثلاً می‌گویم ظاهراً من در توضیح مشخصات کفش اشتباه کرده‌ام یا خوب بیان نکردم). قدیم ها چنین اخلاقی نداشتم. اما چند سال پیش، دوستی من را با مفهوم "مهمانی دنیا "آشنا کرد. و گفت: بعضی در دنیا، مثل صاحب خانه اند و برخی مثل مهمان. وقتی به عنوان مهمان جایی می‌رویم، توقعات کمتری داریم. به طعم غذا، کهنه بودن میوه، به رنگ در و دیوار، اعتراض نمی کنیم. انگار " پیچپذیرش" مان را چرخانده اند و روی سطح دیگری تنظیم کرده‌اند. در دنیا می‌توان دو جور زیست. مثل صاحبان دنیا و مثل مهمان های دنیا. یادم هست به او گفتم: اگر هیچ کس اعتراض نکند، هیچ چیز بهتر نمی شود. همه چیز بد می ماند. این نسخه ی تو، نسخه ی سقوط و قهقراست. اما او پاسخ داد: همیشه کسی هست که اعتراض کند. دنیا، صاحبان فراوان دارد. چیزی که کم است، مهمان است. نگاه طلبکارانه- حتی وقتی حق با توست- بر روی روش و منش تو تاثیر می‌گذارد و از تو انسان دیگر می سازد و تو از جمع "اقلیت مهمان "به " اکثریت صاحب خانه" می‌راند. دوستم دیگر بین ما نیست. از مهمانی دنیا رفته است. اما حرفش هنوز گوشه ذهنم مانده . دنیا، بازی بزرگی است که من، در چند صحنه از آن، مهمان هستم. همین و نه بیشتر. این روزها که اینجا و آنجا برخوردهای طلبکارانه را می بینم، با خودم می گویم شاید محروم شدن ما از بسیاری از حقوق طبیعی مان در عرصه های عمومی، ما را به سمت طلبکاری افراطی در قلمرو های خصوصی سوق داده باشد. شاید هم، چنین نباشد. نمی دانم. #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن