پست های مشابه

aliyeh.heybatii

. راه‌هایی وجود دارد که به کمک آن می‌توانید به کاهش کج خلقی کودکان کمک کنید: کاهش استرس: گرسنگی، خواب‌آلودگی و اضطراب ممکن است کودکان را بیشتر در معرض کج خلقی قرار دهد خودتان را با احساسات کودک هماهنگ کنید: اگر از احساسات کودک خود آگاهی داشته باشید، می‌توانید حدس بزنید یا پیش‌بینی کنید که چه زمان‌هایی کودک در معرض کج‌خلقی است. زمانی که برانگیختگی کودک را تشخیص دادید، با او صحبت کنید و به او کمک کنید که احساسات خود را کنترل کند شناسایی عوامل اضطراب: ممکن است زمانی که در حال خرید کردن هستید، کج خلقی کودک شروع شود. می‌توانید موقعیت‌های کج‌خلقی کودک را پیش‌بینی و آن را تغییر دهید درباره نوع احساسات، با کودک صحبت کنید: زمانی که کودک در موقعیت‌های ناراحت‌کننده قرار می‌گیرد، او را تشویق کنید که احساسش را نام‌گذاری کند. مثلا از او بپرسید، آیا اسباب‌بازی‌ات را به این دلیل پرت کردی چون از کار نکردن آن عصبانی بودی؟ به نظرت چه کار دیگری می‌توانی انجام دهی؟ #کودک#کج_خلقی#عصبانیت#اختلال_نافرمانی#اضطراب#افسردگی#خواب_آلودگی#گرسنگی#استرس#کودک_نافرمان#کودک_شاد#آرامش#رواندرمانی_کودک#عالیه_هیبتی#بیرجند

25 تیر 1399 05:25:00

1 بازدید

aliyeh.heybatii

#مرد_که_گریه_نمیکنه #گریه#غم #اندوه#احساسات#درک_احساسات_کودک #احساس_تنهایی#مادر#قلب_مادر#مرد#زن#تربیت#تربیت_صحیح_فرزند #فرزند_پروری #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند

02 تیر 1400 15:38:38

1 بازدید

aliyeh.heybatii

. مشکل از جایی شروع شد که یک مشت آدم اشتباه، با هم به زیر سقف هایی رفتند که قرار بود میزبان آدم های درست باشد ... مشکل از جایی شروع شد که دو نفرهایی با هم جفت شدند که هر کدام یا دلشان جای دیگری بود یا دنیایشان با هم فرق داشت... دو نفری که حتی سر سوزنی یکدیگر را نمی فهمیدند... مشکل از جایی شروع شد که اکثر دو نفر های جهان، هم خانه‌ شدند اما همدل نشدند...فارغ شدند اما عاشق نشدند...! و مشکل اصلی درست همانجایی شروع شد که همان دونفر های اشتباهی، سه نفر شدند....!!!! #زندگی_مشترک#وفاداری#ازدواج#ارتباط_موثر#مشاوره#زن#مرد#تعهد#سلامت_روان#بهداشت_روان#زوج_درمانی#تربیت#کودک#فرزندپروری #عالیه_هیبتی#بیرجند

26 فروردین 1399 19:04:05

0 بازدید

aliyeh.heybatii

#فرزند #تربیت_صحیح_فرزند #مسئولیت_پذیری #احساس_ارزشمندی #خرید#کودک#عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده

12 خرداد 1400 18:21:13

1 بازدید

aliyeh.heybatii

تو این پست در مورد ناهماهنگی والدین صحبت کردم شما در این مورد تجربه ای دارید؟😉 #هماهنگی_والدین_در_تربیت #والدین_ناهماهنگ #تعارض#نا_امنی #بی_اعتمادی #فرزند_پروری #خانواده#کودک#نوجوان#تربیت_سالم

06 اسفند 1400 17:56:36

81 بازدید

aliyeh.heybatii

. وقتی کسی حالش بداست به او نگوییدتحمل کن این هم میگذرد نگوییدهمه چیز درست خواهد شد از بلاهای بدتری که بر سرخودتان واطرافیانتان آمده برایش خاطره تعریف نکنید ونخواهید ثابت کنید که انسان های بدبخت تر از او هم وجود دارند. نخواهیدبا جوک های مسخره او را بخندانید کسی که حالش بد است نمیخواهد بخندد غصه دارد میفهمید؟ غصه برایش از فلسفه زندگی حرف نزنید از انرژی مثبت ومثبت باش و به چیزهایی که داری فکرکن حرف نزنید. وقتی کسی ناراحت است اصلا این شما نیستید که باید حرف بزنید شما در حقیقت باید حرف نزنید باید دستش را بگیرید بغلش کنید توی چشم هایش نگاه کنید برایش چای بریزید بگذارید جلویش بعد حرف نزنید اجازه دهید او حرف بزند وشما گوش کنید. هی فکر نکنید باید نظریه صادر کنید ونصیحت کنید فکر نکنید اگرحرف نزنید اتفاق خیلی بدی خواهد افتاد .شماجای او نیستید شمازندگی اورا از وقتی به دنیا امده زندگی نکرده اید دستش را بگیرید بغلش کنید سکوت کنید مدام اصرار نکنید که بامن حرف بزن به من بگو... بغلش کنید اگر دلش خواست خودش حرف میزند

26 آذر 1398 10:46:12

78 بازدید

عالیه هیبتی

0

0

مادر دست دختر دانش‌آموزش را محکم کشید: «بذار برسیم خونه.» دختر گریه می‌کرد ملتمسانه مادر را نگاه می‌کرد. هی می‌گفت ببخشید. مقنعه‌اش روی شانه‌اش افتاده بود. صورت دخترک غرق اشک بود. حتی گفت غلط کردم. مادر بلندتر گفت: بذار برسیم خونه. هم‌مدرسه‌ای‌های دخترک که داشتند از مدرسه برمی‌گشتند خانه، نگاه می‌کردند و رد می‌شدند. کشاکش دختر و مادر ادامه داشت و‌ دور شدند. از ماجرایشان چیزی نفهمیدم. فقط چندثانیه بود و رد شدند. خیلی جا خوردم و به‌فکر فرو رفتم: اگر تلاش اصلی پدرومادرها و فعالان دلسوز کودکان است که برای دخترک «خانه» امن‌تر از خیابان باشد، یعنی الان مادر دارد برایش خیابان را امن‌تر می‌کند؟! خیابان برای دخترک امن‌تر بشود، به همین سادگی؟ خداخدا کند خانه نرسند؟ این یعنی دخترک بی‌پناه از حالا حس کند خیابان امن‌تر از خانه است؟ خیابان می‌تواند برایش چقدر امن باشد؟ اگر خانه آغوش امن دخترک نباشد. #مرتضی_توکلی #دختر#آرامش #خانواده #والدین_آگاه #تهدید_والدین #آغوش #آغوش_امن_پدر #آغوش_مادر #خوشبختی#طرحواره #خانه#خانه_ی_آرام #محبت_به_فرزند #فرزندپروری_مثبت #تربیت_صحیح_فرزند #آموزش_فرزند_پروری #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

aliyeh.heybatii

عالیه هیبتی

0

0

مادر دست دختر دانش‌آموزش را محکم کشید: «بذار برسیم خونه.» دختر گریه می‌کرد ملتمسانه مادر را نگاه می‌کرد. هی می‌گفت ببخشید. مقنعه‌اش روی شانه‌اش افتاده بود. صورت دخترک غرق اشک بود. حتی گفت غلط کردم. مادر بلندتر گفت: بذار برسیم خونه. هم‌مدرسه‌ای‌های دخترک که داشتند از مدرسه برمی‌گشتند خانه، نگاه می‌کردند و رد می‌شدند. کشاکش دختر و مادر ادامه داشت و‌ دور شدند. از ماجرایشان چیزی نفهمیدم. فقط چندثانیه بود و رد شدند. خیلی جا خوردم و به‌فکر فرو رفتم: اگر تلاش اصلی پدرومادرها و فعالان دلسوز کودکان است که برای دخترک «خانه» امن‌تر از خیابان باشد، یعنی الان مادر دارد برایش خیابان را امن‌تر می‌کند؟! خیابان برای دخترک امن‌تر بشود، به همین سادگی؟ خداخدا کند خانه نرسند؟ این یعنی دخترک بی‌پناه از حالا حس کند خیابان امن‌تر از خانه است؟ خیابان می‌تواند برایش چقدر امن باشد؟ اگر خانه آغوش امن دخترک نباشد. #مرتضی_توکلی #دختر#آرامش #خانواده #والدین_آگاه #تهدید_والدین #آغوش #آغوش_امن_پدر #آغوش_مادر #خوشبختی#طرحواره #خانه#خانه_ی_آرام #محبت_به_فرزند #فرزندپروری_مثبت #تربیت_صحیح_فرزند #آموزش_فرزند_پروری #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن