پست های مشابه
روانشناسی کودک
چند دلیل ساده برای #دروغگویی بچه های بالای 5-6 سال وجود دارد. ۱. #جلب_توجه و #محبت (وقتی #دروغ گفت و متوجه شدید برای جلب #محبت شما این کار را کرده، خنثی عمل کنید، زمانی او را مورد محبت قرار دهید که با دروغ گویی اش فاصله داشته باشد و نتواند ربطی منطقی بین آن ها بیابد.) ۲.آرزوهای برآورده نشده (همیشه دلش میخواسته یک مشت بزند توی صورت #دوست قلدرش! حالا برای شما ماجرای دعوایشان را که چه طور این کار را عملی کرده تعریف میکند! او را به دروغگویی متهم نکنید و یا تحقیرش نکنید! از او بپرسید "واقعا این کارو کردی؟ " و اگر همچنان ادامه داد سکوت کنید.) ۳. #ترس از گفتن #حرف_راست (می داند اگر بگوید #گلدان را او شکسته یک دعوای حسابی در راه است. پس می گوید خبر ندارد، بهتر است بگویید برایتان مهم نیست که الان گلدان شکسته و فقط دلتان میخواهد حقیقت ماجرا را بدانید.) ۴. #خیرخواهی برای دیگران (او دیده که دوستش موشک را وسط کلاس پرت کرده اما نمی خواهد رفیقش را به معلم لو بدهد پس می گوید ندیده چه کسی این کار را کرده! به او یاد دهید در این مواقع میتواند بگوید "بله من میدونم ولی اگر اجازه بدین نگم و اونم دیگه این کار و نمیکنه" ) خلاصه: اگر بدانید چرا فرزندتان دروغ می گوید، به جای این جمله های تکراری "خیلی دروغگو شدی دیگه دوست ندارم، این بار که دروغ بگی #دیو میاد سراغت و..." که فقط انواع حس های منفی را به فرزندتان منقل میکند و هیچ کارایی دیگری ندارد، می توانید طوری برخورد کنید که او احساس امنیت کند و این کار را ادامه ندهد.
03 مهر 1400 14:50:41
66 بازدید
روانشناسی کودک
۱. کودک: پدر، فرید منو با مشت زد ... گوش می دی؟ پدر: ادامه بده گوش می کنم! - خب بعدش منم خوابوندم زیر گوشش ولی اون باز یه لگد به من زد! ... هی گوش می کنی؟ - کلمه به کلمه گوش می کنم! - نه گوش نمیدی داری تلویزیون می بینی! - من می تونم هم برنامه رو ببینم هم به حرفای تو گوش بدم. ادامه بده. - اصلا ولش کن! ☹ *نتیجه :کودک سرخورده ای که احتمالا دفعه بعدی که #کتک_کاری می کند به شما نخواهد گفت و نگفتن ها در او تقویت می شود. ۲. کودک: پدر فرید منو با مشت زد...گوش می دی؟ پدر #تلویزیون را خاموش می کند و به سمت فرزندش برمی گردد و می شنود: اوهوم! - خب بعدش منم خوابوندم زیر گوشش ولی اون باز یه لگد به من زد! اون خیلی عوضیه... - (فقط در سکوت به او گوش می دهد) - می دونی چیه بابا؟ من دیگه با علی بازی می کنم اون چپو راست آدم و نمی زنه! اینطوری اون فریدم آدم می شه! نتیجه: شما هیچ کار خاصی انجام نداده اید ولی، توضیح برای پدر و مادری که گوش می دهند خیلی راحت تر است. در خیلی از مواقع گوش دادن در سکوت از روی همدردی همان چیزی است که کودک به آن نیاز دارد. می توانید به احتمال بالایی مطمئن باشید ماجرای دعواهای بعدی را برای شما خواهد گفت!
20 مهر 1400 22:07:05
211 بازدید
روانشناسی کودک
کلمات ی که به بچه ها این روزها میگیم میتونه روی سلامت روانشون تاثیر بگذاره پس مراقب باشیم
30 خرداد 1404 11:14:12
566 بازدید
روانشناسی کودک
کودکی که #راه_رفتن را آغاز کرده حالا مایل است خودش کارها را انجام دهد و به دیگران نشان دهد که وجود دارد! به همین دلیل به مخالفت با شما بر می خیزد و نه گفتن را آغاز می کند! در این وهله این #صبر و #تحمل شماست که می تواند #اراده را در او پایه گزاری کند.در مقابل بی مهارتی هایش صبوری کنید و اجازه دهید خودش یک سری از کارها را انجام دهد. اگر مدام مورد #سرزنش قرار بگیرد در مورد توانایی های خود دچار شک و تردید می شود. کودکتان اصرار دارد خودش غذایش را به تنهایی بخورد. و احتمالا شما اصلا مایل نیستید که او این کار را بکند: -حتما دوباره خودت بخوری که تمام زندگی منو کثیف کنی! -اوه باز دوباره شروع کردی و میخوای تا شب منو منتظر خودت نگه داری! - یادت باشه اگه رو زمین بریزی من میدونم با تو! اصلا لازم نکرده! به جای این همه #تشر زدن به او، خود و او را کلافه کردن، فقط کمی صبوری به خرج دهید! بگذارید جلوی شما خرابکاریهایش را کرده باشد و کمکم یاد بگیرد. - فکر خوبیه! فک میکنم خودت دیگه ازین کار بربیای! حتما این دفعه بهتر از دفعه پیش انجامش میدی! - اوه آره فکر خوبیه! تمرین و اینجا بکنیم که فردا خونه #خاله که خواستی خودت غذا بخوری خیلی بهتر انجامش بدی! مطمئن باشید او تلاشش را میکند فقط قبول کنید که او بچه است و نباید انتظار داشت مثل یک آدم بزرگ کارها را بکند. حتما هنگام غذا خوردن زیر او سفرهای پهن کنید تا مدام نگران کثیف شدن دور و برتان نباشید و بتوانید اجازه دهید هرطور می تواند خودش از پس غذا خوردن بربیاید. به این شکل اعتماد به نفس او را تقویت کردهاید تا بتواند به تواناییهایش اتکا کند.
03 مهر 1400 14:56:47
781 بازدید
روانشناسی کودک
- موقعیتی را برای شما تصویر می کنم. با توجه به 5 #راهکار سخن گفتن با کودکان، برای این موقعیت 5 راهکار بنویسید: "داخل اتاق خوابتان می شوید و می بینید کودکتان که تازه از حمام درآمده، #حوله خیسش را روی تخت شما انداخته و احتمالا این هزارمین بار است که این کار را می کند." الف) اول جملاتی را بنویسید که معمولا به کار می برید و احتمالا هیچ به درد بچه نمی خورد! ب) حالا با استفاده از 5 راهکاری که قبلا به شماگفته ایم، 5 جواب بنویسید: آنچه را که می بینید توصیف کنید. اطلاعات را در اختیار کودکتان قرار دهید. منظورتان را با کلمه ای بیان کنید. درباره احساساتتان صحبت کنید. برایش یادداشت بگذارید. حالا شما 5 مهارت را برای یک موقعیت واحد تمرین کرده اید.
20 مهر 1400 21:58:20
185 بازدید
روانشناسی کودک
- باز دوباره نمره ریاضیت کم شده؟ از همین الان می تونم #آینده تورو ببینم! تو آخرشم هیچی نمیشی! - تو فقط بلدی غر بزنی و هیچ وقت مشکلاتتو حل نمیکنی! 10 سال دیگه هم همینی! یه آدم غرغرو که از پس کاری برنمیاد! - خب با این وضعی که تو داری پیش میری تا چند وقت دیگه هیچ دوستی نداری! یه آدم تنها که باید خودش با خودش خوش بگذرونه! " و حالا فکر می کنید اگر شما هم جای او بودید نسبت به این پیش بینی ها چه احساسی داشتید؟ " - آره اون راست میگه! من به درد هیچی نخواهم خورد! - خب حالا بعدا می بینه که از خودش خیلی آدم بهتری می شم! - من تنها می شم و این فاجعه ست. " و شما تمام #اعتماد_به_نفس فرزندتان را به این ترتیب گرفته اید و او را با #آینده مخوفی که متصور شدید رها کردید!
09 مهر 1400 14:48:05
114 بازدید
بهنوش مرادی
18
61
احساس کودک را با کلمه ای تصدیق کنید
به جای سوال کردن و پند دادن، #احساس کودکان را با کلمه ای #تصدیق کنید: 1. کودک: مامان یه نفر #مداد منو دزدیده! مادر: خب وقتی همیشه وسایلتو پخش و پلا میکنی دیگه چه انتظاری داری؟ - نه اینجوری نیس! وقتی می رفتم روی میز بود! - اوه بس کن این بار اولت نیست! صد دفعه تا حالا شده که وسایلتو گم کردی و صد دفعه هم بهت گفتم انقد وسایلتو اینور اونور نذار! تقصیر خودته که حرف گوش نمی دی! - اه ولم کن ! *نتیجه: در بهترین حالت احساس #پشیمانی می کند و در عین حال به شما احساس بدی دارد که اصلا حالش را نفهمیدید! و در بدترین حالت ممکن است دفعه بعد، حتی یک مداد از جایی کش برود تا مورد #توبیخ قرار نگیرد! برای کودکان دشوار است در حالی که کسی آن ها را سوال پیچ می کند یا پند میدهد، مثبت و واضح فکر کنند. 2. کودک: مامان یه نفر مداد منو دزدیده! مادر: اه جدی؟ - وقتی می رفتم اون روی میز بود! - هومممم... - این سومین باریه که مدادم گم می شه! - آهاا - از این به بعد وقتی از اتاق برم بیرون اونو توی کشو قایم می کنم! - آفرین! *نتیجه: در بیان ساده "هومم ... آها ... آفرین" کمک بسیاری نهفته است. کلماتی شبیه این ها توام با تصدیق احساسشان، تشویقی است برای کودک تا افکار و احساسات خود را کشف کند و احتمالا راه حل را هم بیابد.
شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید
برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید
19 خرداد 1401 01:06:54
محیا فرزان
-0 پاسخ